همایش

اولین همایش دانشگاه علوم پزشکی زابل

برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید

http://http://www.zbmu.ac.ir/find.php?item=1.34.118.fa

وسواس


تعريف وسواس :
"وسواس" عبارت است از رفتارها، عقايد ، افکار يا تصوراتي که تکرار شونده و پايدار هستند. برخي معتقدند که وسواس نوعي غريزه واخورده و ناخودآگاه است. حالتي که در ان فکر، ميل يا عقيده اي خاص که اغلب وهم آميز و اشتباه است، آدمي را در بند خود مي گيرد، بطوريکه اختيار و اراده را از او سلب مي کند.

نشانه هاي وسواس
1– ترس : فرد وسواسي همواره مي ترسد که دچار حادثه ناگوار شود( اگر از خيابان عبور کنم، تصادف خواهم کرد) بيمار حتي گاهي براي رهايي از ترس خود که البته کاملاً بي دليل است دست به کارهاي خطرناک مي زند.
2 – اجبار و لزوم : فرد در خود احساس الزام به انجام عملي دارد و ناچار است اعمال و رفتاري را به صورت اجباري انجام دهد، بطوريکه فرد با وجود آگاهي از بيماري اش خود را مجبور به انجام رفتارهاي تکراري مي داند.
3 – احساس ناتواني : در مواجهه با مشکل، احساس ناتواني و درماندگي مي کند و قادر به کنترل آن نيست.
4 – دقت و نظم افراطي : فرد در تکرار رفتارهاي وسواسي دقيقاً از نظم و ترتيب خاصي پيروي مي کند که موجب آزار اعضاي خانواده مي شود.
5 – پرخاشگري : گاهي براي انجام رفتارهاي وسواسي دست به کارهايي مي زند که با پرخاشگري و عصبانيت و حتي خودآزاري همراه است.
6 – وارسي کردن : شخص وسواسي وقتي کاري مي کند از انجام آن اطمينان ندارد. مثلاً موقع خروج از منزل دچار ترديد مي شود: «آيا در را قفل کرده ام؟» «آيا گاز را خاموش کرده ام ؟» و ...
7 – شک در انجام فرائض ديني : مثلاً هنگام نماز خواندن وقتي اعمال اوليه را انجام مي دهد به اين فکر مي افتد که آيا تکبيرة الاحرام را گفته يا نه ؟ رکعت سوم است يا چهارم؟ وضو را صحيح انجام داده يا نه ؟
8 – تکرار : فرد عملي را بارها انجام مي دهد، مثلاً دست خود را بارها و بارها مي شويد تا شايد آرام بگيرد.
9 – آداب و رفتار خرافي : چنانچه فردي به اين نوع وسواس مبتلا شده با شد به برخي از اشياء خاص حساسيت نشان مي دهد. ممکن است معتقد باشد اگر موقع خروج از منزل به شي ء خاص (قفل، دستگيره) دست نزند اتفاق بدي مي افتد و يا اشياء و روزهاي خاصي را نحس و يا موجب بدشانسي مي داند.

انواع وسواس
اختلال وسواس به صورتهاي زير نمايان مي شود:
1 – وسواس فکري: افکار و تصاوير ذهني که خارج از کنترل هستند و فرد را تحت تأثير قرار داده ، موجب ناراحتي او مي شوند، مانند نگراني دائم از وقوع يک حادثه و يا ترس از آلوده شدن به ميکروب، عفونت و بيماري.
2 – وسواس عملي : اعمالي اجباري هستند که بيمار بارها و برطبق نظم خاصي براي از بين بردن افکار وسواسي خود انجام مي دهد، اين کارها نه تنها جنبه منطقي ندارند بلکه کاملاً بيهوده به نظر مي رسند، مانند:وارسي و يا شستشوي بيش از حد، شمارش ، دقت بيش از اندازه و ذخيره سازي يا انبار نمودن و ... بطور کلي وسواس عملي همانند ترمزي فرد را از انجام کارها باز مي دارد.

ريشه هاي خانوادگي وسواس :
علت وسواس دقيقاً شناخته نشده است ولي برخي از عوامل مؤثر در بروز آن را مي توان ذکر کرد:
1 – وراثت : فرزنداني که واليدن آنها به وسواس مبتلا بوده اند بيش از افراد ديگر به اين عارضه دچار مي شوند.
2 – عوامل بيولوژيکي: در بيماري هاي خاص، بخشي از مغز دچار آسيب شده و فرد رفتار وسواسي از خود نشان مي دهد که کاملاً جنبه بيولوژيکي دارد. اينگونه افراد حتماً بايد براي دارو درماني به روانپزشک مراجعه نمايند.
3- ياد گيري : فرزنداني که با افراد وسواسي در خانواده تعامل بيشتري داشته باشند احتمال بروز بيماري در آنها زيادتر است.
4 – سخت گيري : کنترل بيش از حد والدين نسبت به فرزندان احتمال برانگيخته شدن (شکل گيري) بيماري وسواس را در آنها بيشتر مي کند.
5 – بيماري دوران کودکي : گاهي آسيب هاي مغزي در دوران کودکي به دليل ابتلا به بيماريهاي مختلف نيز در بروز وسواس مؤثر است.

ادامه نوشته

ویژگی های یک پزشک خوب چیست؟

پندهای بقراط حکیم برای پزشکان
نخستین موعظت آن است که ستایش پروردگار و فرمانبرداری خداوند عزو جل را به جای آرند و پس از آن استادان خود را بزرگ دارند و در خدمت و سپاسگزاری و گرامی داشتن آنان همت گمارند بر پزشک است که در جمیع احوال بر آنچه که بقراط حکیم فرموده رفتار نماید و رحیم و پاک چشم و مهربان و خیر رسان و خوش زبان باشد و در درمان بیماران به خصوص مسکینان و فقرا به جد کوشد.
در فکر سود و اجر از این دسته نبوده بلکه اگر ممکن شود دارو را از کیسه خود بدان ها بدهد و اگر این کار ممکن نگردد به درمان آنها پرداخته شب و روز به بالینشان حاضر شود.
مخصوصا اگر بیماری آنها حاد و تند باشد چرا که بیماریهای حاد زود تغییر و دگرگونی پیدا کنند. برای پزشک شایسته نیست به خوش گذرانی و تنعم و لهو ولعب مشغول باشد.

پس از سالها سعی و تلاش در راه آموختن مقدس ترین شیوه خدمت به بشریت ، سوگند یاد می کنند به نجات زندگی و رفع آلام و رنج انسان ها بپردازند.
با قبول این تعهد ، شعف را در قلب خود احساس می کنند و در اوج رضایت از زمانی که پشت سر گذاشته اند ، امیدوار به آینده ای پر ثمر ، بر منصب طبابت می نشینند.
اکنون با نام “پزشک” ، زندگی را با تقدس در آمیخته اند و لحظات را با حلاوت همدردی و همدلی سپری می کنند و هنگامی که آثار بهبودی را در چهره بیماران می نگرند ، با خرسندی از نتیجه عمل خود ، خداوند را سپاس می گویند که آنان را برای رسالت طبابت برگزید.
“پزشک” ، با این عنوان ، قلب خود را گنجینه اسرار دردمندان و دانش خود را در خدمت درمان آنان قرار می دهد.
چه شعفی را در وجود خویش می یابد آنگاه که نورسیده ای را به آغوش مادری که ما ه ها رنج و مرارت را پشت سر گذاشته ، می سپارد.
او اشک شوق مادر را با گریه طفل درمی آمیزد و بدین طریق جهانی را به وجد می آورد و یا زمانی که مردی سالخوره دستش را به گرمی می فشارد تا از تلاش او جهت بازگرداندن حیات به قلب خسته اش قدر دانی کند ، چه احساسی دارد؟
این شعف ، وصف ناشدنی است. در عین حال که او را از هر کبر و غروری باز می دارد ، رضایت آرامش بخشی را به وی هدیه می کند و این ثمره لحظاتی است که در آن تعهد ، علم و عشق با یکدیگر در آمیخته اند تا انسانی از رنج رهایی یابد.

طبیب کیست؟
پزشک ، در طول روز با افراد زیادی از گروههای مختلف جنسی ، اجتماعی و سنی مواجه می شود.
این افراد گرچه با هم فرق دارند اما او همه را با یک نام مشترک یعنی بیمار می شناسد و بیمار می داند که می تواند به اواعتماد کند و مشکل خود را با وی درمیان گذارد.
به دلیل همین اعتماد ، بیمار ، تصمیم گیری در باره سلامت خود را به پزشک می سپارد.
قابلیت و توانایی علمی وی ، از مهمترین دلائل این اعتماد است اما آنچه بیمار بدان نیاز دارد تنها تجربه و مهارت علمی پزشک نیست بلکه او طبیبی را برای درمان دردش می جوید و طبیب ، پزشکی است که در مان را با حس همدردی و محبت نسبت به بیمار خود همراه می سازد.
این ، شفقت است که طبابت را زینت می بخشد و تاثیر شگفتی در جلب اعتماد بیمار به طبیب و روند درمان دارد.
در گذشته علم پزشکی از پیشرفت امروز برخوردار نبود و در زمینه های مختلف تخصصی توسعه نیافته بود و پزشکی به جای آنکه یک علم باشد بیشتر یک هنر محسوب می شد.
با ظهور علم و تکنولوژِی ، جنبه های میان فردی مراقبت از بیمار تحت الشعاع قرار گرفت اما امروزه نگاه اجتماعی به علم پزشکی مجددا رواج یافته است.
بطور کلی ارتباط بین پزشک و بیمار دو بعد ابزاری و کلامی دارد. جنبه ابزاری پزشکی مستلزم مهارت پزشک در استفاده از تکنیک ها ی درمانی ، انجام تست های تشخیصی ، معاینات بدنی است و بعد کلامی آن منعکس کننده هنر طبابت است که شامل برقراری ارتباط صمیمی و گرم با بیمار و احساس همدردی با اوست.
از نظر نقش بیمار در امر درمان گفته می شود بهترین روش ، دخالت هر دو طرف در این زمینه است. در این مدل که مشارکت دو طرفه گفته می شود پزشک و بیمار هر دو مسئولیت تصمیم گیری و برنامه ریزی دوره درمان را بر عهده دارند.
هر دو طرف به نظر یکدیگر احترام می گذارند. برخی می گویند این مناسب ترین راه درمان بیماری های مزمن است که در آن پزشک و بیمار ارتباط پیوسته و مفیدی با هم دارند تا کیفیت درمان را بررسی کنند.
بر اساس اصول اخلاق پزشکی عملکرد پزشک نباید هیچ گونه صدمه ای چه عمدی و چه غیر عمد بواسطه یک اقدام غلط و یا غفلت از انجام کاری به بیمار برساند و تلاشهای صورت گرفته جهت درمان باید به نفع او باشد و این به معنی فراهم آوردن یک استاندارد قابل قبول و مناسب برای مراقبت از بیمار است که احتمال آسیب رسانی به وی را به حداقل می رساند.
اصل دیگری که د ر اخلاق پزشکی مطرح است عدالت است. این مقوله در حوزه پزشکی معمولا بصورت نوعی انصاف مطرح می شود و اشاره به توزیع منصفانه خدمات رسانی دارد.
در اینجا نیز همه یکسان هستند و لذا باید از درمان برابر ، بهره مند شوند اما علاوه بر دانش و آگاهی کافی و به روز ، مهارت در تشخیص ، شناخت و بکار گیری روش های درمانی موثر که از ویژگی های مهم و در واقع لازمه پرداختن به حرفه پزشکی هستند ، یک ضرورت دیگر در طب ، علاقمندی به بشریت است.
فرانسیس پی بادی (Frances W.Peabody) در مقاله خود تحت عنوان “مراقبت از بیمار” می نویسد:”یکی از ضروری ترین ویژگی های پزشک خوب ، حس بشر دوستانه اوست چرا که راز مراقبت از بیمار در علاقه به وی نهفته است”
بطور کلی یک پزشک تنها در صورت آمیختن مهارت و دانش خود با اصول اخلاقی ، شایسته عنوان “طبیب” خواهد بود ، و طبیب :
- متوجه نیاز بیمار ، توانا ، همراه ، مشاور ، صمیمی ، و اطمینان دهنده
- با ایمان ، با شهامت
- با توجه ، دل نگران ، با قابلیت ، دلسوز ، بی پروا ، خلاق ، دارای مهارت های ارتباطی قوی
- خونسرد ، تسلی دهنده ، مدارا کننده ، با وجدان و وظیفه شناس ، همراه ، و صاحب کمال و معرفت
- کاوشگر ، دارای توانایی مباحثه و مناظره ، قاطع ، حساس و دقیق
- پیرو اصول اخلاقی ، دارای حس یکدلی ، کارآمد ، بردبار ، مشتاق و پر انرژی
- دارای رفتار دوستانه ، با وفا نسبت به بیمار ، انعطاف پذیر
- صادق ، خوش اخلاق ، نوع دوست ، فروتن ، با وقار و امیدوار
- روشنفکر ، محقق ، منصف ، دارای اطلاعات مفید
- دارای قضاوت عاقلانه و عادلانه ، خوش برخورد - مطلع و مهربان
- آماده یادگیری ، شنونده خوب و وظیفه شناس
- سخاوتمند ، پذیرای افکار نو ، خوش بین و هشیار - صبور ، با گذشت
- واقع بین ، و عاری از خود پرستی و عجب است
شاید شناخت همه ویژگی های پزشک خوب دشوارباشد و حتی با اطلاع از این شرایط ، ممکن است موارد دیگری در زمینه درمان برخی بیماران باشد که وی باید از آنها آگاهی یابد.
بنابراین آنچه یک پزشک را به طبیبی حاذق تبدیل می کند همراهی علم پزشکی با هنر طبابت است. این دو متضاد هم نیستند بلکه کامل کننده یکدیگرند.
تصویری که پزشک از بیمار خود بدست می آورد صرفا یک شرح حال کلینیکی نیست بلکه تصویر بیماری است که توسط مجموعه ای از عوامل شامل خانواده ، دوستان ، شغل ، روابط ، خوشی ها و نا خوشی ها ، امید ها و ترس ها احاطه شده است.
بنابراین پزشکی که بدون توجه به این عوامل موثر در زندگی احساسی بیمار ، در پی درمان او باشد ، در کار خود موفق نخواهد شد.
بیماران ، کسی را می خواهند که به فکر آنها باشد و عمده توجهش نه به بیماری بلکه به خود بیمار باشد. این افکار زیبا و خوشایند از رابطه بیمار و پزشک امروزه بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرد.
طبابت ، بعنوان یک حرفه ارزشمند ، زمانی موثر خواهد بود که طبیب توجه ژرفی به بیمار درمقام یک انسان داشته باشد و این درک عمیق را با حس همدردی و علم و دانش کافی همراه نماید. به این ترتیب ملاقات پزشک و بیمار آرامش خاصی را به قلب بیمار منتقل می کند که به او در نحوه آگاه ساختن هر چه بهتر پزشک از حال خود کمک می کند.
پزشک بی حوصله و یا بی تفاوت نسبت به بیمار موفق به کسب اطلاعات سودمند از او نخواهد شد.
بد نیست پزشکان بدانند که بیماران اغلب ، آنها را بدقت زیر نظر دارند و به رفتارشان توجه می کنند. نحوه رفتار پزشک در شرح بیماری از سوی بیمار دخالت دارد.
پزشک خشن و غیر علاقمند به بیمار ، ممکن است در ارزیابی اطلاعات بالینی یعنی یافتن راه حل مشکل بیمار ناموفق باشد.
در حالیکه یک پزشک خوب با نگاهی مهربان و چشمانی پر از همدردی بیمارش را می نگرد ، او را بر خود ارجح می داند نه خود را بربیمار.
همه ما پزشکانی را ترجیح می دهیم که بدون توجه به موقعیت اجتماعی اقتصادی بیماران با آنها یکسان برخورد می کنند.
این پزشکان حامی بیماران خود هستند و برای این حمایت از قدرت دانش و مهارت های ارتباطی استفاده می کنند.
به این ترتیب در عین حالیکه به بیمار با هر سطحی از اطلاعات احترام می گذارند بهترین و موثر تر ین روش را برای درمان او بکار می بندند.
به هنگام پرسش از بیمار ادب را رعایت می کنند و به او اجازه می دهند راحت صحبت کند در حالیکه خودشان به دقت به حرف های او گوش می دهند.
و بالاخره یکی از اساسی ترین ویژگی های یک پزشک خوب ، باور او به وجود قدرتی برتر است که همه را تحت نظر دارد. این اعتقاد باعث می شود هر کسی در انجام وظیفه خود به بهترین نحو بکوشد و پزشکان متعهد نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
و حرف آخر اینکه پزشک متعهد ، علم را به زیور حکمت می آراید ، شفقت را با جدیت همراه می سازد ، انصاف را زینت بخش رفتارش نموده و با یاری جستن از قدرت برتر آفرینش به طبابت می پردازد

استفاده از گوش پاكن به گوش آسيب مي‌رساند

 
يك متخصص گوش وحلق وبيني: استفاده از گوش پاكن به گوش آسيب مي‌رساند پس ازاستحمام ازباد ملايم سشوارجهت خشك كردن گوش‌استفاده شود
ادامه نوشته

گلوکوم(آب سیاه)

با سلام خدمت دوستان و همکاران آینده!

گلوكوم (آب سياه)

گلوكوم يا آب سياه بيماري است كه مي تواند سبب آسيب عصب بينايي و در نتيجه كوري شود. اين بيماري در آغاز هيچ علامتي ندارد ولي مي تواند در طول چند سال سبب كاهش بينايي و نهايتاٌ كوري شود. درمان زودرس مي تواند مانع پيشرفت بيماري و كاهش ديد بيمار گردد.

ادامه نوشته